تبليغاتX
سنگ کاغذ قیچی! - حال خوشی ندارم

سنگ کاغذ قیچی!

پس مانده های دنیای انسانی!؟

bi hal

زمانه غریبی ست و بیشتر از آن عجیب
روح در حال فنا شدن است و جسم حرف اول را می زند
امروز کودکی را دیدم که روحش بزرگتر از جسمش بود و
دیروز مردی را دیدم که ....
خسته ام ،
گاهی از خودم هم خسته می شوم !
گاهی به وضوح می بینم و احساس می کنم که روحم زیر پاهای جسمم در حال هلاک شدن است
چشمان معصومش را می بینم و صدای خسته اش که به زمزمه ای بیشتر شبیه است را می شنوم
حقیقت تلخی ست ولی مدتی ست که فقط شده ام جسم ،
یک جسم متحرک ... از روحم خبری نیست !
هر چقدر که در جستجویش بودم نیافتمش
حال خوشی ندارم ،
هنوز هم نمی دانم تقصیر از من است یا ازجبر زمانه و یا .

+نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت19:10توسط المیرا چاره جو | |