تبليغاتX
سنگ کاغذ قیچی! - زمستون

سنگ کاغذ قیچی!

پس مانده های دنیای انسانی!؟

المیرای من
برگها سوختن و تو هنوز داری دنبالش میگردی؟
ادم برفیت اب شد / مرد / و تو هنوز به امید برامدن افتابی؟
باد پاییزی که میاد تموم غصه ها رو دوباره میاره/ یادمون میندازه که یه روز
یه ادم برفی عاشق / به عشق گرما دادن به عشقش / اب شد / مرد / تموم شد
عزیز من
هیچکس گم نشده
فقط کسی روش نمیشه بهت بگه
ادم برفیت اب شده از گرمای خورشیدی که تو خواسته بودی
.
زمستون قشنگه
اینا تقصیر زمستون نبود که بین شما هزارتا باریدن برف فاصله افتاد
تقصیر شما بود که ندیدید خورشید برای گرما نمیاد / برای سوزوندن میاد
.
من دارم با ادم برفیم اب میشم
اما تو میتونی سال دیگه
یه ادم برفی جدید درست کنی
سخت نیست
فقط کافیه دلتو بندازی دور
.
دوست دارم

اینو در جواب شعر دخترپاییزی ساناز برام فرستاده خوشم اومد گذاشتم شما هم ببینید

دستت درد نکنه ساناز منم دوست دارم عزیزم

+نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت15:33توسط المیرا چاره جو | |