تبليغاتX
سنگ کاغذ قیچی! - the umbrella for butterflies

سنگ کاغذ قیچی!

پس مانده های دنیای انسانی!؟

اصلا مهم نيست !!

من پرده هارا ميكشم تاريك ؛تاريك مي خواهم اينبار در انزواي حقيرانه ي تنهايي ام به دار بياويزم اين حس ياغي سركش ابلهانه را هركارش كه كني بازهم تف سربالاست ميفهمي اخرسرهم پاشيده ميشود روي صورت خودت حتي اگر خفه اش كني يا حتي مچاله ...

امروز مي خواهم تمام بيهودگي هاي افكارم را بگذارم رو قفسه كتابهايم كنار فروغ وشاملو وبراي تمام بوم هايي كه تاكنون كشيده ام هورا بكشم .

شايدهم بروم روي لب پشت بام و به قول نميدانم كه بود تمرين نيفتادن بكنم

شايد هم يك ليوان پر چاي داغ سربكشم تنهايي..

وصداي اسپيكرهاي سيستم را به قدري بلند كنم تا تمام همسايه ها همديگر را بشناسند. نه ميروم جلودر حياط مي نشينم زير باران ويك دوش آب باران ميگيرم

نه بابا ميروم پاي كيوكس تلفن و تا ته كارت تلفنم را با اعظم حرف ميزنم بهش ميگم كه چقدر تنهايي من حقير است .

الو اعظم خوبي

چطوري مرسي من خوبم

كجايي تو

زير بارون دارم تموم شدن پاييز روجشن ميگيرم

الو خوبي زد به سرت ها چيه باز چت كردي ؟؟

نه بابا من خوبم

تو خوبي

الو اعظم الو

بروبابا

 

اين اعظم ازهمون اول هم كم داشت تمام وقتش رو ميزاشت برايه حرف زدن با مزاحم تلفني هاي احمق چرا خوب منم مزاحم تلفني بودم ديگه فوت فوت پاييز تموم شد يادم نبود اون با ليدي ها حرف نميزنه بيخيال شايدم پياده برم خونه ..

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 19:37 توسط المیرا چاره جو |


يه تريبون ميخوام كه آزاد باشه يه بيغوله ميخوام كه آباد باشه
باشه بزار كلاغا هم گوش كنند پيغوم رسونم بزارين باد باشه
درسته حمل اسلحه ممنوعه مسلسل سربي اين حروف و لابه لايه عغده ها مخفي كردن
درسته كه سلولهارو ميگردن هزار هزار كبوترايه عشق وتوبيشه پلنگا مخفي كردن
دارمن اما به دلم چسبيده ميز من اما تخت جراحيه
دليلي ديوونگي هام ندارن فكرنكني همه كاراقانيه
يه تريبون ميخوام كه آزاد باشه ميخوام تموم حرفامو ببينن قيچي تواين قصه كاري نداره حق ندارن كه حرفامو بچينن اگه تريبون ندن اينو بگم خودسوزي توشهرايه مازياده اگه تريبون خودم و ميزنم خودزني هم تفريحيه كه شاده
صندلي من پراز خاطره است از پشت پرده نوروحس ميكنم سطل آب وكه روسرم ميريزن هنوزدارم فحشارو وگوش ميكنم
السيده مرده رويه اسبم هنوز ترسي نداره كه لبام وبدوز
تريبونم كه ندادن پس ديگه..
.يه تريبون ميخوام كه ازاد باشه يه بيغوله ميخوام كه اباد باشه ميخوام سياسي بميرم با لبخند مي خوام كه تشيع دلم شاد باشه آتيش گرفتم ميتوني پيپت و با اتيش جنازه روشن كني اره ميتوني شمشهايه طلا رو يك شبه تبديله به آهن كني من ديوونه ام آره ديوونه ام تيمارستاني ام آره كلكسيوني از غمه آني ام من ديوونه ام آره ولي مجنوناش عاشقيشون رو به ابديتن اما چرا هميشه ديوونه هااز دسته ادمابه زحمتن يه تريبون ميخوام كه
آ زاد باشه يه بيغوله ميخوام كه اباد باشه ميخوام سياسي بميرم با لبخند بزاركه تشيع دلم شاد باشه


HOME
E-Mail
Night Skin


LinkDump

محسن چاووشي
مانیفست
زیبا شیرازی
شازده كوچولو
صادق هدايت
كافكا
سهراب سپهري
ايرج جنتي عطايي
اخوان ثالث
يغما گلرويي
آواي آزاد اشعار شاعران نامي
آرشيو ماركسيسم
كميته دفاع اززندانيان سياسي
زنان
روشنگري
احمد شاملو
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385


Categories

شبهای رهایی
دردودل
داستان


Links

مرده هاحرف میزنند
زنی که اخر حوصله اش سررفت
صحرا
ویارهای پسری ابستن
تابوت
هرمس(یک صادق زده)
پل شکسته
پرستار
شل سيلور استاين و من
قبضه روح
دوزخ
زندگی من
جسد
دیگر کلاغ ها هم...
دومان
نون و پنیر و آجر
ويرانه متروك
ترانه هايه زخمي
انسانش ارزوست
با حسي به سرخي خون...ايستاده است
مرگ بر مرگ
اندوه شيرين
بانوي بي كسي
عطسه
كلاغ سفيد
پارفه
آگر
سجاد
شب برفی
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :