تبليغاتX
سنگ کاغذ قیچی!

سنگ کاغذ قیچی!

پس مانده های دنیای انسانی!؟

 

خسته که میشوی

 ردپایت را میشود دید

روی شانه هایم

خسته که میشوم

 ردپایت راهم که بگیرم

 پیدایت نمیشود

 

............................

 

روبان سیاه، آه ، اشک

درد دوتا خرمای تلخ

بغضی که درگلوست

گیتار و سوزش دل است

شمع و عشق و باد

یادگاری تواست

شب حلول ماه

شب سردخاطره

شب بی تو بودن است

 

دلم هوار میشود به دنیال بیکسی ام خسته از تمام بودن ها به دنبال نیستی ام میخوام تا اطلاع ثانوی نباشم ..

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت17:0توسط المیرا چاره جو | |