|
انگار... قرار است همه چیز را پیرامون اکراه دردهای جانگاه جای بگذاریم !! وبا سیاست نان بوی نفت بگیریم ؟ همان نفتی که قرار بود باد اورده با خود ببرد.. انگار... دیگر لاکهای بنفش را نمیشود با شال سفید جور کرد ! قرار است محکوم کنند تمام ناخن هایم را به زیر چاله ای که تمام فرشتگان سنگکوبش کردند!!! بردار قلم را تا تازیانه ای خورد بر دهانش وتو هی برایه تمام کتابهای ننوشته ات گریه کنی ؟؟ ومجوز باکرگی اش را بگیری وهی شعرنوراکهنه کنی برای منطق بی زبانی تا شادی را لبه گوشه پنجره انزوا کشانی
|
About![]()
يه تريبون ميخوام كه آزاد باشه يه بيغوله ميخوام كه آباد باشه
Home
|