|
سنگ کاغذ قیچی! |
|
پس مانده های دنیای انسانی!؟ |

نگردچيزي ميان خورجين اين قبيله نيست عزيز
چيزي شبيه سياست اين گرگ نماها
قهرنکن بردار قلم را بنويس
از آزادي ناز اين کبوترها
بي سياست نان باش
که قلم کم مياورد ميان اين سوال و جواب ها
وقتي کهير ميزند دلم
براي قارقار اين کلاغ ها
اين وازه ها عجب حال عجييبي دارند
ميان اين جماعت نابينا
ديگر دل قلم هم ميگيرد
از اينهمه زور بي سراپا
وقتي گم ميشوي در خيابان ها
ديگر کسي به فکر نان شبت نمي شود
وقتي سهم نداري از اسمان
ديگر غريب نيستي ميان اين شهاب ها
گم کرده اند تورا هارا هنوز
اين گرگ ها ميان حساب کتاب ها
حالا که اين روزها اسمان هم رعد ميزند
مسلم است کسي دست تورا نميگيرد
بيا من خاک ميشوم زير پاي تشنه ات
بيا مبرويم باهم تا ته اين سراب را
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 21:50 توسط المیرا چاره جو |
ساده باش احمق ها که گول نمی خورند احمق ها فقط احمقند انگار قرار است زندگی را هم دو مرحله ای کنند بیایید همه به کارتن خواب های معتاد رای بدهیم جدی می گویم نترس این بار دیگر دو مرحله ای نمیشود چون هیچکس انها را دوست ندارد چون انها پول ندارند به شما اش بدهند شایدهم کسی به انها هزینه تبلیغات نمیدهد تا برایه سیداباد و بهار(نام خیابان)برنج وروغن ببرند یا شارژ ایرانسل پخش کنند اخر هیچکس کارتن خواب های معتاد مرده دزد بدبخت را دوست ندارد اخر تزریق درد که کارهرکسی نیست من امروز به تمام کارتن خواب ها رای میدهم به تمام ادامس فروش های دروه گرد به تمام فال فروش ها می خواهم تمام قناری های قفس هایشان را به یک رای بفروشم وبا پولش ازادی بخرم وقتی همه دارند به پوز دولت نهم میخندند تو در صف رای چه کار میکنی؟ می خواهم شناسنامه ام را کثیف کنم تا وقتی نوبت رسیدگی پرونده ام میشود از روی مهرهای صفحه اخرشناسنامه ام کپی بگیرند وقتی راننده تاکسی، استاد دانشگاه،بقال سرکوچه همه دارند میخندند چرامن ادعای وطن پرستی ام گل کند... اصلا گوربابای دولت و کارتن خوابهای معتاد :سه ساله شدم شبیه بچه ای که تازه آب بابا یاد میگیرد تازه دارم فکر میکنم اول مامان را بگویم یا بابا فرقی هم نمیکند مامان و بابا یا بابا و مامان مهم نیست یرای من که انچنان فرقی نمیکند اردیبهشت فروردین یا هر کوفت وزهرمار دیگری فعلا مشغول ورق زدن اقتصاد خرد وکلان با ان فرمول های لعنتی اش هستم به نظرم هیچ چیز بدون عشق به درد نمی خورد حتی درس خواندن خیال میکنم اولتون مایون هم یک دروغگوی حقه باز بود که فقط خواست پدرباشد تا پدرمارا دراورد
+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 12:6 توسط المیرا چاره جو |
| ||||||