تبليغاتX
سنگ کاغذ قیچی!

سنگ کاغذ قیچی!

پس مانده های دنیای انسانی!؟

زندگی همیشه پراز درده احمق !
چند بار بگم؟
باید به همشون عادت کنی...

.

 

هنوز منتظر مانده اند!
این دستهای لعنتی


برای به آغوش کشیدنت!


و چشمهایی که مانده اند به در


تا غروب تنهاییشان را


پشت قلبت بگذارند


می بندم!


پلکها را


و تمام پنجره ها را قاب می گیرم


من
تو را
بدون سقف می خواهم

  

امروز یک غورباقه ی ابله کشیدم
و تمام قورباغه ها به شعرهایم حمله کردند
ببین
تمام ناخن هایم را از ته گرفته ام...

+ اینروزها برام خیلی زودمیگذره وخسته کننده ... خسته ام داغون

+ چندروز پیش داشتم فکرمیکردم....برام دعا کنید

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 16:56 توسط المیرا چاره جو |


تولدت مبارك عزيزم

زاييده شدم..؟؟!!

قرار نبود اسير افكار ودستان قلم شوم؟!

زاييده كه شدم نه همه مان گريه ميكرديم

زار ميزديم

ميبيني همه مان را به زور مشت و لگد پرتمان كردند بيرون

آخرمن كه با پايه خودم نيامده بودم

نمي خواستم

نميخواستم آسمان دهن واكند و من غلفتي پوستم كنده شود

اه اين نوزده سالگي لعنتي

+ تولدت مبارك ديوونه يه سال يزرگتر شدي بايد جشن بگيري من ميخوام مراسم ختم بگيرم تو هم بيا همش تقصرتوبود عوضي!بهم يادندادي يادندادي خودم وقورت بدم دار بزنم يا نه بجوم ميگفت كاري نداره كه چشمات رو ببند يه قدم جلوتر مرگه همه چي تموم ميشه نه نميرم من تنهايي بدون تو هيچ جا نميرم خودت گفتي گفتم نگوبرات ميمرم بگو برات مي مونم بگو گفتي برات ميمونم گفتم...؟توهيچي نگفتي دستات رو بده به من بيا تا آخرش باهم باشيم فقط يه قدم مونده اينجا آخرشه تولدت مبارك يه قدم مونده بود به..ومن از خواب پريدم چه غم آلوده شبي بود.

+ تولدت مبارك عزيزم چه دوشنبه قشنگي امشب ميخوام تا اخر شب باهم باشيم ميخوام تا اخر شب توچشمات زل بزنم ميخوام تا اخرشب دستات تو دستام باش ميخوام تا اخرشب بدوم ميخوام تا اخرشب مجيد خراط گوش بدم ميخوام تا اخرشب ژله توت فرنگي بخورم ميخوام تا اخر شب داد بزنم  من امشب تا خودصبح مست ميكنم اصلا به توچه ميخوام چيكاركنم پروو

+گاهي اوقات احساس ميكنم مجبورم شعربگويم تاافكارمسخ شده مسخره لعنتي ام را هوار كنم بررويه اين كاغذهايه پاك وسفيد بيچاره گاهي اوقات دلم ميگيرد حتي ازخودم وتمام دلخوري هايم را بالا مي اورم برصحن پاكروبه كاغذ بيچاره ديگر دارد ميتركد اخر به كجايش رسيده ؟ نميدانم؟توميداني!

+امروز ميخوام اعتراف كنم من از همه آدمهايه كثافت حالم بهم ميخوره حالم ازهمه ادمهايي كه هيچي نميفهمن بهم ميخوره حالم از همه چي بهم ميخوره از تلوزيون اينترنت ماهواره تلفن سياست فروغ شاملو سهراب اسماعيل شاهروديه رواني حتي آيفون خونمون حالم بد ميشه از هرچي خورشته قيمه است حالم ازهرچي گداست كه مي پره جلويه ماشين و بچه كوچيكه پشتش خوابيده هيچي رو نميدونه بهم ميخوره حالم از هركي كه بنز داره بهم ميخوره حالم از ادمايه روشنفكر احمق بهم ميخوره حالم از هرچي بچه سوسول قرتي بهم ميخوره حالم از هرچي بچه مثبت بهم ميخوره حالم از همه بچه يتيم ها بهم ميخوره حالم از هرچي عغده اي عوضي كه زل ميزنن تو چشمات بهم ميخوره شك نكن حالم ازايليا هم بهم ميخوره...

+خدانگهدار عزيزم  سکوت سبز تموم شد به همین راحتی درش تخته شد...؟ 

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 10:12 توسط المیرا چاره جو |


يه تريبون ميخوام كه آزاد باشه يه بيغوله ميخوام كه آباد باشه
باشه بزار كلاغا هم گوش كنند پيغوم رسونم بزارين باد باشه
درسته حمل اسلحه ممنوعه مسلسل سربي اين حروف و لابه لايه عغده ها مخفي كردن
درسته كه سلولهارو ميگردن هزار هزار كبوترايه عشق وتوبيشه پلنگا مخفي كردن
دارمن اما به دلم چسبيده ميز من اما تخت جراحيه
دليلي ديوونگي هام ندارن فكرنكني همه كاراقانيه
يه تريبون ميخوام كه آزاد باشه ميخوام تموم حرفامو ببينن قيچي تواين قصه كاري نداره حق ندارن كه حرفامو بچينن اگه تريبون ندن اينو بگم خودسوزي توشهرايه مازياده اگه تريبون خودم و ميزنم خودزني هم تفريحيه كه شاده
صندلي من پراز خاطره است از پشت پرده نوروحس ميكنم سطل آب وكه روسرم ميريزن هنوزدارم فحشارو وگوش ميكنم
السيده مرده رويه اسبم هنوز ترسي نداره كه لبام وبدوز
تريبونم كه ندادن پس ديگه..
.يه تريبون ميخوام كه ازاد باشه يه بيغوله ميخوام كه اباد باشه ميخوام سياسي بميرم با لبخند مي خوام كه تشيع دلم شاد باشه آتيش گرفتم ميتوني پيپت و با اتيش جنازه روشن كني اره ميتوني شمشهايه طلا رو يك شبه تبديله به آهن كني من ديوونه ام آره ديوونه ام تيمارستاني ام آره كلكسيوني از غمه آني ام من ديوونه ام آره ولي مجنوناش عاشقيشون رو به ابديتن اما چرا هميشه ديوونه هااز دسته ادمابه زحمتن يه تريبون ميخوام كه
آ زاد باشه يه بيغوله ميخوام كه اباد باشه ميخوام سياسي بميرم با لبخند بزاركه تشيع دلم شاد باشه


HOME
E-Mail
Night Skin


LinkDump

محسن چاووشي
مانیفست
زیبا شیرازی
شازده كوچولو
صادق هدايت
كافكا
سهراب سپهري
ايرج جنتي عطايي
اخوان ثالث
يغما گلرويي
آواي آزاد اشعار شاعران نامي
آرشيو ماركسيسم
كميته دفاع اززندانيان سياسي
زنان
روشنگري
احمد شاملو
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385


Categories

شبهای رهایی
دردودل
داستان


Links

مرده هاحرف میزنند
زنی که اخر حوصله اش سررفت
صحرا
ویارهای پسری ابستن
تابوت
هرمس(یک صادق زده)
پل شکسته
پرستار
شل سيلور استاين و من
قبضه روح
دوزخ
زندگی من
جسد
دیگر کلاغ ها هم...
دومان
نون و پنیر و آجر
ويرانه متروك
ترانه هايه زخمي
انسانش ارزوست
با حسي به سرخي خون...ايستاده است
مرگ بر مرگ
اندوه شيرين
بانوي بي كسي
عطسه
كلاغ سفيد
پارفه
آگر
سجاد
شب برفی
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :