|
سنگ کاغذ قیچی! |
|
پس مانده های دنیای انسانی!؟ |
" ما به بی اعتباری جهان عادت کرده ایم "
ما عادت کرده ایم سیب را گاز بزنیم
ما عادت کرده ایم رز را بچینیم ولی به کاکتوس دست نزنیم .
ما عادت کرده ایم به زندگی کردن
ما عادت کرده ایم به عادت کردن
زندگی می گوید اما...
باز باید زیست...
باز باید زیست.
باز باید زیست...
این را کسی به ما نگفت , ما خودمان فهمیدیم.
.................ساکت تر از سکوت........................
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 23:2 توسط المیرا چاره جو |
رفتم پی کارم
همین
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 13:42 توسط المیرا چاره جو |
خسته شدم.... دچار یه سایکوتیک وحشتناک خطرناک شدم یه جور افسردگی مزمنه واگیر دار دیگه دیازپام هم نمی تونه برام کاری بکنه, من متنفرم از اینکه شبها بیدار بمونم چون هم تاریکه هم ترسناک هی می یاد و میره تویه گوشم زوزه میکشه نمیدونم چرا دست از سرم برنمیداره دست از سر این بره گرگ نما حالم ازت بهم می خوره ازت متنفرم چرا نمی فهمی مثله یه خوره افتاده به روحم دیگه چیزی ازم نمونده خسته شدم.... رپ می خونم میرقصم میخندم داد میزنم و شعر می خونم دارم مثله دیوونه ها میشم. دیگه واقعا سردرگم شدم نمیدونم چی کار کنم هی دوروبرخودم میگردم دنبال یه چیزی که خودمم هم نمیدونم چیه؟ یه جور خود گم کنی اینکه ندونی داری چیکار میکنی نتونی تصمیم بگیری... می افته به دست وپا التماست میکنه تمنا میکنه قسم میخوره.. دلت میسوزه درد میگیره گرگیجه میگیری از اینکه. خسته شدم... بدجور دارم دنباله یه آرامش عجیب میگردم. ......
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 12:40 توسط المیرا چاره جو |
"...در زندگی زخم هایی است که مثل خوره روح آدم را می خورد ... "
(صادق هدایت.بوف کور)
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 16:44 توسط المیرا چاره جو |
به اندازه یک پوزخنده ساده... چه دنیای جالبی دارید شما آدمیان که در این دنیایتان: باطن را می فروشید... و مصالح برای ساختمان ظاهرتان میخرید ...دنیایتان و کتاب آسمانیتان... البته این را خوب می دانم هرکس برایه خود دنیایی دارد من را با دنیای شماها کاری نیست... بیاد می آورم روزی را , که خدا گفت به محمدش بگو از زبان من : ید الله فوق ایدیهم.. وچه روزی بود آن روز وامروز دنیای شما ادمیان... دانستم دست دست کسی است که...که دست به جیب می برد.... چه دنیای جالبی دارد شما آدمیان
+ نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت 22:0 توسط المیرا چاره جو |
| ||||||