|
سنگ کاغذ قیچی! |
|
پس مانده های دنیای انسانی!؟ |
ضدحال بازم ضدحال یعنی وقتی منتظره فیلم مورد علاقه ات هستی برق بره ضدحال یعنی روز تولدت یادشون بره ضدحال یعنی تلفن خونتون یک طرفه بشه نتونی بیای نت ضدحال یعنی سرجلسه دبیر وایسته بالای سرت ضدحال یعنی تجدید ضدحال یعنی یه هفته قبل از تولدت پسرعمه مامانت فوت کنه ضدحال یعنی قبض تلفن خونتون ۷۰ هزار تومن بیاد ضدحال یعنی ۹/۷۵ افتادن ضدحال یعنی کلی افه زبان بیای بعد زبانت بشه ۱۰ ضدحال یعنی تو بازی حکم کنن صدای خر دربیاری ضدحال یعنی بری عروسی خانمها آقایون جدا باشن ضدحال یعنی یه قرار لطیف تو نت داری نتونی کانکت شی ضدحال یعنی وارد ۱۰ تا سایت باحال شدی یکهو تلفن زنگ بزنه دی سی بشی ضدحال یعنی فیلم ژاپنی ضدحال یعنی صبح روزی که می خوای با دوستات بری کوه بارون بیاد ضدحال یعنی سلام کنی جوابت رو ندن ضدحال یعنی تاکسی سوارشی وسط راه بنزینش تموم بشه ضدحال یعنی پیکان ضدحال یعنی دفترچه تلفنت رو گم کنی ضدحال یعنی دوستت زنگ نزنه تولدت رو تبریک بگه ضدحال یعنی نفر اول کنکور ضدحال یعنی مامانت نزاره با دوستات بری سینما ضدحال یعنی فرزاد حسنی ضدحال یعنی نرگس ضدحال یعنی داشتن ایدی کالر ضدحال یعنی شبکه ۱ ضدحال یعنی یه مانتو قشنگ بخری روز اول گیر کنه به صندلی پاره بش ه ضدحال یعنی بعد از کلی مخ زدن تو اینترنت همین که بیای نتیجه بگیری شارژت تموم بشه ضدحال یعنی پول شارژت بشه ۱۷۶۵۵۳۷۳۷۹۲۷۴۶۲۰۰۰۰۰انقدر تومن ضدحال یعنی جلویه همه تو باشگاه بخوری زمین ضدحال یعنی استخر بری بدون مایو ضدحال یعنی یه مگس بیفته تو چاییت بعداز اینکه همش رو خوردی تازه ته فنجون مگس رو ببینی ضدحال یعنی آبگوشت ضدحال یعنی .... تو بگو!!
مرداد امد٬ (تولدم مبارک) امد تا بزرگ شوم دوباره حس کنم٬ که چقدر بیشتر درک می کنم٬ و غمگین نشوم. امد و هزاران رنگ بر روزهایم افزود فریاد زدم: این همه رنگ!؟ مرداد با طعم لواشک امد....لواشک های خیس. مرداد ...خورشیدی داغ و بخشنده توی گرمای کشنده اش چقدر زنده شدم... چقدر خودم شدم. با او نو شدم هیچ کس ندانست چگونه!
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 16:56 توسط المیرا چاره جو |
| ||||||