تبليغاتX
سنگ کاغذ قیچی!

سنگ کاغذ قیچی!

پس مانده های دنیای انسانی!؟

گاهی بایدکم باشی تاکمبودت حس بشه

نه اینکه اصلا نباشی تانبودنت عادت بشه

اره....

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت16:58توسط المیرا چاره جو | |

من مرده ام

ومیان اجسادته آب نت بیکسی را حفظ میکردیم

میون امواج متلاطم اب رقص تنهایی رارویه یک پاتمرین میکردیم

مرده بودم؟

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت17:46توسط المیرا چاره جو | |

۱

۲

۳

بمیر

+نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت12:46توسط المیرا چاره جو | |

 

 

چقدرشبیه مادرم شده ام!؟

میبینی

بزرگتر بزرگتراز تمام بچگی هایم

حالادیگرکفشهای عروسی مادرم پایم میشود

لباس سفیدی که تاعمق زنانگی ام را می پوشاند

چقدر دیگرباید انارچید سیب نوشت

بادبادک باد کرد

تادنیا تمام شود

تاکی باید شمع فوت کرد

جیغ کشید صدازد

کیک خورد رقصید

تاتولدت تمام شود

بیست ساله شدم

بیست شمع فوت کردم

برایه بیست سالگیم بیست بار بیست شمع رافوت کردم

چقدرشبیه جنازه ای شده ام که بیست شمع را بیست بار برایه بیست سالگیه اش فوت کرد...

 

+نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت21:34توسط المیرا چاره جو | |